نحوه ابلاغ به دو وکیل: راهنمای جامع و کاربردی (۱۴۰۲)

نحوه ابلاغ به دو وکیل: راهنمای جامع و کاربردی (۱۴۰۲)

نحوه ابلاغ به دو وکیل

وقتی پای دو تا وکیل به پرونده ای باز میشه، نحوه ابلاغ اوراق قضایی بهشون یه داستان پیچیده و مهم میشه. طبق نظریه مشورتی قوه قضائیه، برای اینکه کار حقوقی تون رو درست پیش ببرید، لازمه که ابلاغیه ها به تک تک وکلا برسه. اینجوری هم حق کسی ضایع نمیشه و هم مواعد قانونی رو از دست نمیدید.

همونطور که میدونید، ابلاغ تو هر دعوایی، چه حقوقی باشه چه کیفری، نقش کلیدی داره و زمان بندی خیلی از کارهای بعدی، مثل اعتراض به رأی یا اقدام های دیگه، رو مشخص می کنه. حالا تصور کنید تو پرونده ای که یه طرف، دو تا وکیل گرفته، اگه ابلاغ درست انجام نشه، چه بلایی سر روند دادرسی میاد؟ کلی دردسر، تجدید جلسه، از دست رفتن حق و حقوق و داستان های دیگه. تو این مقاله قراره با هم این گره رو باز کنیم و ببینیم قانون و رویه قضایی چی میگه، مخصوصاً وقتی صحبت از دو تا وکیل میشه. پس اگه می خواید بدونید چطوری باید به دو تا وکیل ابلاغ کنید که کارتون لنگ نمونه و خیالتون راحت باشه، تا آخر این مطلب با ما همراه باشید.

مبانی و اصول کلی ابلاغ به وکیل: چرا ابلاغ به وکیل اینقدر مهمه؟

قبل از اینکه برسیم به اصل مطلب و نحوه ابلاغ به دو وکیل، خوبه یه یادآوری کوچیک داشته باشیم از اینکه اصلا چرا وکیل تو دادگاه ها اینقدر مهمه و چرا اوراق باید به ایشون ابلاغ بشه. این بخش یه جورایی پایه و اساس بحثمونه.

1.1. مفهوم وکالت در دعاوی و اهمیت آن

وکیل، در واقع نماینده قانونی شما تو دادگاهه. کسی که به جای شما، حرف هاتون رو میزنه، از حقوقتون دفاع می کنه و تمام کارهای لازم رو انجام میده. از لحظه ای که وکیل، وکالت شما رو قبول می کنه و به دادگاه معرفی میشه، تمام اقداماتی که ایشون تو چارچوب وکالتنامه انجام میده، مثل اینه که خود شما اون کارها رو انجام دادید. یعنی اگه وکیل شما به جای شما یه لایحه بده، یا یه سند رو امضا کنه، اثر حقوقی اش دقیقاً به شما برمی گرده. به خاطر همین جایگاه مهم وکیل هست که قانون گذار توجه ویژه ای بهش داره و برای ابلاغ اوراق قضایی، مقررات خاصی رو در نظر گرفته.

ماده ۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی به وضوح میگه که هر کدوم از طرفین دعوا میتونن به جای خودشون وکیل به دادگاه معرفی کنن و دادگاه هم مکلفه که وکیل رو به جای موکل قبول کنه و تمام ابلاغ ها و اخطارها رو به وکیل انجام بده. این نشون دهنده اهمیت و رسمیت حضور وکیل تو روند دادرسیه.

1.2. اصل لزوم ابلاغ به وکیل (نه موکل): حواس تون باشه!

شاید براتون سوال پیش بیاد که خب چه فرقی می کنه ابلاغ به موکل بشه یا وکیل؟ جوابش ساده ست: فرقش از زمین تا آسمونه! قانونگذار تکلیف کرده که اگه شما وکیل داشته باشید، اوراق قضایی باید به وکیل شما ابلاغ بشه. ماده ۴۷ قانون آیین دادرسی مدنی و همینطور ماده ۳۸۰ قانون آیین دادرسی کیفری، هر دو تاکید می کنن که وقتی دعوا با وکیل جریان داره و وکیل هم حق وکالت تو مراحل بالاتر رو داره، تمام رأی ها و اخطاریه ها باید به وکیل ابلاغ بشه و شروع مهلت های قانونی هم از تاریخ ابلاغ به وکیل حساب میشه. این یعنی چی؟ یعنی اگه مثلاً ده روز مهلت دارید که به رأی اعتراض کنید، این ده روز از وقتی شروع میشه که ابلاغیه به دست وکیل شما رسیده، نه به دست خودتون.

حالا اگه با وجود اینکه وکیل دارید، ابلاغ به خود شما (موکل) انجام بشه، اون ابلاغ از نظر قانونی معتبر نیست و هیچ اثری نداره. حتی ممکنه باعث بشه جلسه دادگاه تجدید بشه یا کلاً پروسه قضایی به مشکل بخوره. پس خیلی مهمه که مراجع قضایی هم این اصل رو رعایت کنن و ابلاغ رو به نشانی وکیل که تو وکالتنامه ذکر شده، ارسال کنن.

1.3. ابلاغ الکترونیک (سامانه ثنا): عصر جدید ابلاغ ها

دیگه دورانی که مامور ابلاغ در خونه ها رو میزد و ابلاغیه ها رو دستی تحویل میداد، گذشته. امروز همه چیز الکترونیکی شده و سامانه ثنا، قلب سیستم ابلاغ اوراق قضاییه. وکلای دادگستری، چه یک نفر باشن چه چند نفر، باید تو این سامانه ثبت نام کرده باشن و ابلاغیه ها به صورت الکترونیکی به حساب کاربری اونا ارسال میشه. این سیستم، سرعت و دقت رو بالا برده و رصد کردن ابلاغ ها رو هم راحت تر کرده.

البته تو سامانه های الکترونیکی هم نکاتی هست که باید بهش توجه کرد. مثلاً باید مطمئن شد که نشانی الکترونیکی وکیل تو سامانه به روز باشه و وکیل به طور منظم حساب کاربری خودش رو چک کنه. اگه تو این بخش هم مشکلی پیش بیاد، باز هم ممکنه روند دادرسی با چالش روبه رو بشه. به خصوص وقتی با دو تا وکیل سر و کار داریم، این دقت دو برابر میشه.

یادتون باشه که با داشتن وکیل، ابلاغ اوراق قضایی به موکل اعتباری نداره و تمام مواعد قانونی از زمان ابلاغ به وکیل حساب میشه.

چگونگی ابلاغ در صورت وجود دو یا چند وکیل: گره اصلی کجاست؟

حالا می رسیم به بخش حساس و مهم داستانمون. وقتی یه نفر دو یا چند وکیل برای پرونده ش میگیره، سوال پیش میاد که ابلاغ باید به یکی از این وکلا انجام بشه یا به همه شون؟ اینجاست که ممکنه یه سری تفاوت ها و چالش ها به وجود بیاد که باید حسابی حواس مون بهشون باشه.

2.1. انواع وکالت و تاثیر آن بر ابلاغ

نحوه ابلاغ به چند وکیل، بستگی به نوع وکالتنامه ای داره که موکل به وکلا داده. تو دنیای حقوقی، ما چند مدل وکالتنامه داریم که هر کدوم قواعد خاص خودشون رو دارن.

وکالت منفرداً و مجتمعاً یا صرفاً منفرداً: ابلاغ به یکی کافیه یا نه؟

وکالت منفرداً و مجتمعاً یعنی چی؟ یعنی هر کدوم از وکلا به تنهایی (منفرداً) می تونن کارها رو پیش ببرن و تصمیم بگیرن، یا اگه لازم بود، با هم (مجتمعاً) این کارو انجام بدن. وکالت صرفاً منفرداً هم یعنی هر وکیل به تنهایی اختیار تام داره و نیازی به هماهنگی با وکیل دوم نداره. اینجاست که اختلاف نظر پیش میاد.

یه رأی معروفی از شعبه ۱۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران (به شماره ۹۳۰۹۹۷۰۲۲۱۶۰۰۸۳۸ مورخ ۱۳۹۳/۰۷/۰۶) وجود داره که گفته اگه وکلا حق مداخله مشترکاً و منفرداً رو داشته باشن، ابلاغ اوراق قضایی به یکی از وکلا کافیه. یعنی اگه ابلاغیه به دست یکی از وکیل ها رسید، دیگه نیازی نیست به اون یکی وکیل هم ابلاغ بشه و مهلت ها شروع میشه.

اما داستان اینجا تموم نمیشه! قوه قضائیه یه نظریه مشورتی خیلی مهم داده که یه جورایی مسیر رو شفاف تر می کنه و به عنوان یه راهنمای عملی، خیلی قابل اتکاست. بیایید دقیق تر بررسی اش کنیم:

تحلیل و نقد: نظریه مشورتی شماره 7/97/1161 مورخ 1397/08/05 قوه قضائیه

این نظریه مشورتی یه نکته کلیدی رو بیان می کنه: در صورتی که احد از اصحاب دعوی دو نفر را به عنوان وکیل به طور منفرداً یا مجتمعاً به دادگاه معرفی نماید، اوراق قضایی و از جمله دادنامه باید به هر یک از وکلا ابلاغ گردد. مبداء احتساب مهلت تجدیدنظر هر کدام از وکلا به صورت انفرادی، تاریخ ابلاغ رأی به خود آن وکیل خواهد بود.

این نظریه، عملاً رأی شعبه ۱۶ دادگاه تجدیدنظر تهران رو تا حدودی تحت الشعاع قرار میده و می گه حتی اگه وکالت منفرداً و مجتمعاً هم باشه، برای اینکه مطمئن باشیم حق کسی ضایع نمیشه و وکلا به موقع از جریان پرونده باخبر میشن، بهتره که ابلاغ به هر دو وکیل انجام بشه. نکته جالب این نظریه اینجاست که هر وکیل، مهلت های اعتراض و اقدام خودش رو از تاریخ ابلاغ به خودش حساب می کنه. یعنی اگه به وکیل اول امروز ابلاغ بشه و به وکیل دوم فردا، مهلت اعتراض برای هر کدومشون از تاریخ ابلاغ خودشون شروع میشه.

این نظریه مشورتی یه مورد خاص رو هم مطرح می کنه: فرض کنید دادنامه به وکیل اول ابلاغ شده ولی به وکیل دوم نرسیده. وکیل اول دادخواست تجدیدنظر میده ولی به خاطر رفع نقص نکردن، دادخواستش رد میشه. آیا وکیل دوم میتونه دوباره دادخواست تجدیدنظر بده؟ نظریه میگه نه! چون یک بار حق تجدیدنظرخواهی استفاده شده و تکرارش معنی نداره. اما وکیل دوم اگه بهش اخطار رفع نقص نرسیده باشه، میتونه به قرار رد دادخواست تجدیدنظرخواهی اعتراض کنه و بگه من که خبر نداشتم!.

نتیجه گیری عملی: با توجه به حساسیت موضوع و اهمیت جلوگیری از تضییع حقوق موکل و وکلا، توصیه اکید میشه که مراجع قضایی، ابلاغ اوراق رو به هر دو وکیل انجام بدن و وکلا هم خودشون رو موظف بدونن که از این موضوع اطمینان حاصل کنن. این رویکرد، خیال همه رو راحت می کنه و از بروز مشکلات حقوقی و طولانی شدن روند دادرسی جلوگیری می کنه.

وکالت صرفاً مجتمعاً: هیچ کس تنها نیست!

حالا فرض کنید تو وکالتنامه قید شده که وکلا صرفاً مجتمعاً اختیار انجام کارها رو دارن. این یعنی چی؟ یعنی هیچ کدوم از وکلا به تنهایی حق انجام کاری رو ندارن و برای هر اقدامی، باید هر دو وکیل با هم تصمیم بگیرن و اقدام کنن. تو این حالت، تکلیف کاملاً روشنه و شک و شبهه ای وجود نداره: ابلاغ باید به هر دو وکیل انجام بشه. اگه ابلاغ فقط به یکی از وکلا صورت بگیره، از نظر قانونی معتبر نیست و هیچ اثری نداره.

این نوع وکالت، یعنی صرفاً مجتمعاً، بیشتر برای مواردی به کار میره که موکل میخواد اطمینان حاصل کنه که تصمیمات مهم، با نظر و مشورت هر دو وکیل گرفته میشه و هیچ کدوم به تنهایی نمیتونن کاری رو پیش ببرن. پس در بحث ابلاغ هم، اهمیت حضور و اطلاع هر دو وکیل به قوت خودش باقیه.

2.2. مسئولیت ابلاغ کننده و دادگاه: کی مقصره؟

درسته که وکلا باید حواسشون به ابلاغ ها باشه، اما یه بخش مهم از مسئولیت، بر عهده مراجع قضایی و ابلاغ کننده هاست. دادگاه ها و دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مکلفن که با دقت تعداد وکلا رو شناسایی کنن و طبق قانون، ابلاغ رو به صورت صحیح انجام بدن.

اگه ابلاغ ناقص انجام بشه، مثلاً به جای دو وکیل فقط به یکی ابلاغ بشه (در صورتی که طبق نظریه مشورتی باید به هر دو می رسید)، این کار میتونه عواقب بدی برای روند دادرسی داشته باشه: پرونده ممکنه طولانی تر بشه، حق و حقوقی از بین بره، یا حتی یه حکم قطعی به خاطر ابلاغ ناقص، دوباره به جریان بیفته. پس این موضوع، شوخی بردار نیست و باید با حساسیت بالا بهش نگاه بشه.

آثار حقوقی و پیامدهای عملی تعدد وکلا در ابلاغ: چه اتفاقی میفته؟

وجود دو یا چند وکیل برای یه پرونده، علاوه بر بحث چگونگی ابلاغ، پیامدهای حقوقی و عملی دیگه ای هم داره که هم وکلا و هم موکلین باید ازشون باخبر باشن تا تو مسیر دادرسی به مشکل نخورن. اینجا به بعضی از مهمترین این پیامدها می پردازیم.

3.1. محاسبه مواعد قانونی (با تاکید بر نظریه مشورتی)

همونطور که گفتیم، مبدأ مهلت های قانونی (مثل مهلت تجدیدنظرخواهی، فرجام خواهی یا مهلت رفع نقص) از تاریخ ابلاغ به وکیل حساب میشه. حالا وقتی دو تا وکیل داریم، طبق همون نظریه مشورتی که بررسی کردیم، مهلت برای هر وکیل به صورت مستقل و از تاریخ ابلاغ به خودش شروع میشه. این یعنی چی؟

فرض کنید یه رأی صادر شده. ابلاغیه به وکیل اول شما دهم اردیبهشت میرسه و به وکیل دومتون پانزدهم اردیبهشت. اگه مهلت تجدیدنظرخواهی ۲۰ روز باشه، برای وکیل اول شما مهلت تا سی ام اردیبهشت تموم میشه، اما برای وکیل دوم شما تا پنجم خرداد وقت دارید. این تفاوت تو تاریخ شروع مهلت ها میتونه چالش برانگیز باشه، مخصوصاً اگه هماهنگی لازم بین وکلا نباشه. پس، هماهنگی داخلی بین وکلا اینجا حرف اول رو میزنه. وکلا باید حتماً همدیگه رو از تاریخ دقیق ابلاغ مطلع کنن تا مهلت ها از دست نره.

3.2. حضور در جلسات دادرسی: دو وکیل، دو داستان؟

ماده ۴۴ قانون آیین دادرسی مدنی هم به موضوع حضور وکلا تو دادگاه اشاره داره. این ماده میگه اگه یکی از طرفین دعوا (خواهان یا خوانده) دو نفر وکیل داشته باشن و تو وکالتنامه حق اقدام و دفاع انفرادی به هر وکیل داده نشده باشه (یعنی وکالتنامه مجتمعاً باشه یا حق انفرادی تصریح نشده باشه)، عدم حضور یکی از وکلا به خاطر عذر موجه، باعث نمیشه که جلسه دادگاه تجدید بشه. یعنی اگه وکیل اولتون مریض شد و نیومد ولی وکیل دومتون اومد، دادگاه کارش رو ادامه میده و جلسه رو به خاطر غیبت وکیل اول لغو نمیکنه.

اما یه نکته مهم دیگه هم اینجاست: حتی با وجود داشتن وکیل، تو بعضی موارد خاص، خود موکل (اصیل) هم باید تو دادگاه حاضر بشه. به این موارد میگن اقدامات قائم به شخص. مثلاً تو پرونده های خانوادگی برای ادای توضیحات یا تفهیم اتهام تو پرونده های کیفری، ممکنه دادگاه حضور خود شخص رو لازم بدونه. تو اینجور مواقع، دادگاه علاوه بر ابلاغ به وکیل، به خود موکل هم ابلاغ می کنه که حاضر بشه و حضور موکل الزامیه.

3.3. رفع نقص و تقدیم لوایح: تکلیف چیه؟

فرض کنید دادخواست شما ایراداتی داره و دادگاه اخطار رفع نقص میده. یا باید لایحه ای به دادگاه تقدیم کنید. تو حالت عادی، این اخطار به وکیل شما ابلاغ میشه و ایشون مسئول رفع نقصه. حالا اگه دو وکیل داشته باشید چی؟

با استناد به همون نظریه مشورتی، اگه اخطار رفع نقص به یکی از وکلا ابلاغ بشه، مسئولیت رفع نقص رو دوش همون وکیله که ابلاغ رو دریافت کرده. اگه اخطار رفع نقص به هر دو وکیل ابلاغ شده باشه، هر دو مسئولن که این موضوع رو پیگیری کنن و نقص رو برطرف کنن. اگه یکی از وکلا (که ابلاغ رو دریافت کرده) نقص رو رفع نکنه و دادخواست رد بشه، این دیگه مشکل وکیل اول محسوب میشه. البته همانطور که گفته شد، وکیل دومی که ابلاغ اخطار رفع نقص به او نشده، می تواند نسبت به قرار رد دادخواست اعتراض کند.

3.4. تغییر نشانی توسط وکلای متعدد: همیشه به روز باشید!

هم وکیل و هم موکل باید حواسشون باشه که اگه نشانی ابلاغشون تغییر کرد، حتماً این موضوع رو به دادگاه و دفاتر خدمات الکترونیک قضایی اطلاع بدن. اگه وکیل شما (یا یکی از وکلای شما) نشانی اش رو عوض کنه و این رو به سیستم اطلاع نده، ابلاغیه ها به نشانی قبلی ارسال میشه و این موضوع میتونه به ضرر پرونده تمام بشه. چون سیستم ثنا تمام ابلاغ ها رو به نشانی ثبت شده وکیل ارسال می کنه، پس به روز بودن اطلاعات، حیاتیه.

مسئولیت و وظایف وکلای متعدد در قبال ابلاغ: هماهنگی حرف اول را میزند

وقتی موکل برای پرونده اش چند وکیل میگیره، مسئولیت این وکلا و وظایفی که در قبال ابلاغ ها دارن، اهمیت ویژه ای پیدا می کنه. هماهنگی بین وکلا اینجا دیگه صرفاً یک پیشنهاد نیست، بلکه یک ضرورت تمام عیاره.

4.1. مسئولیت حرفه ای وکلا: در برابر موکل و قانون

وکلای دادگستری، در قبال موکل خودشون مسئولیت حرفه ای دارن. این مسئولیت میتونه بر اساس نوع وکالتنامه، تضامنی یا انفرادی باشه. یعنی اگه هر دو وکیل با هم وکالت رو قبول کردن و تو وکالتنامه مسئولیت تضامنی رو پذیرفتن، هر دو در برابر موکل مسئول هستن که تمام اقدامات لازم رو به درستی انجام بدن.

مهمترین وظیفه وکلا در این زمینه، هماهنگی و اطلاع رسانیه. هر وکیلی که ابلاغیه ای رو دریافت می کنه، باید فوراً وکیل همکارش رو هم در جریان بذاره و همینطور موکل رو از محتوای ابلاغیه و مهلت های قانونی باخبر کنه. کوتاهی تو این زمینه میتونه خسارت های جبران ناپذیری به موکل وارد کنه و مسئولیت وکیل رو بالا ببره.

توصیه عملی: بهتره وکلای پرونده، از ابتدا یک پروتکل داخلی برای هماهنگی ابلاغ ها و اطلاع رسانی به موکل داشته باشن. مثلاً مشخص کنن که هر کی ابلاغیه رو دید، به سرعت به بقیه هم اطلاع بده و یک نفر مسئول نهایی پیگیری ابلاغ ها باشه.

4.2. ابلاغ کاذب بین وکلا: شوخی نیست!

یه تصور غلطی که گاهی پیش میاد اینه که اگه یکی از وکلا ابلاغیه رو دریافت کرد و به وکیل همکارش اطلاع داد، این دیگه خودش یه جور ابلاغ محسوب میشه. اما باید بگم این تصور کاملاً اشتباهه! تعهد وکیل برای اطلاع رسانی به همکارش، یه مسئولیت حرفه ای و اخلاقیه، نه یک ابلاغ قانونی.

ابلاغ قانونی فقط و فقط از طریق مراجع رسمی قضایی (مثل سامانه ثنا یا مامور ابلاغ) انجام میشه. اگه دادگاه یا دفتر خدمات قضایی، ابلاغ رو به وکیل دوم انجام نداده باشه، حتی اگه وکیل اول صد بار هم به وکیل دوم اطلاع بده، اون ابلاغ به وکیل دوم از نظر قانونی، معتبر نیست. این موضوع تو همون نظریه مشورتی هم تاکید شده که می گه مبدأ مهلت هر وکیل، تاریخ ابلاغ به خود اون وکیله. پس باید حسابی حواس مون به این نکته باشه و ابلاغ کاذب رو با ابلاغ واقعی اشتباه نگیریم.

استثنائات و نکات تکمیلی: هر پرونده ای یه داستانی داره

دنیا و قانون، همیشه پر از استثنا و نکات ریزه. تو بحث ابلاغ به وکلا، مخصوصاً وقتی پای چند وکیل وسطه، یه سری موارد خاص پیش میاد که دونستنشون حسابی کارگشاست.

5.1. عدم حق وکالت در مرحله بالاتر: پایان راه وکالت؟

یکی از نکات مهمی که تو وکالتنامه باید بهش دقت کرد، اینه که آیا وکیل حق وکالت تو مراحل بالاتر دادرسی (مثل تجدیدنظر یا فرجام خواهی) رو داره یا نه. اگه تو وکالتنامه قید شده باشه که وکیل فقط تو مرحله بدوی حق وکالت داره، یا به هر دلیلی مجاز به وکالت تو مرحله بالاتر نباشه، تو این حالت، دیگه ابلاغ رأی اون مرحله باید به خود موکل صورت بگیره، نه وکیل. حتی اگه موکل دو تا وکیل دیگه هم داشته باشه که فقط برای همون مرحله تعیین شدن، برای مرحله بالاتر، ابلاغ به خود موکل الزامیه.

اگه با این شرایط، رأی به وکیل ابلاغ بشه، اون ابلاغ از نظر قانونی معتبر نیست و مهلت اعتراض هم برای موکل شروع نمیشه. پس حتماً حواس تون به حدود اختیارات وکیل و مرحله دادرسی باشه.

5.2. استعفا یا عزل یکی از وکلا: تغییر مسیر پرونده

تو طول روند دادرسی، ممکنه اتفاقاتی بیفته؛ مثلاً یکی از وکلا استعفا بده یا موکل، وکیلش رو عزل کنه. ماده ۴۵ قانون آیین دادرسی مدنی تکلیف ابلاغ بعد از این تغییرات رو روشن کرده. این ماده می گه اگه وکیلی که حق اقدام تو دادگاه بالاتر رو داشته، بعد از صدور رأی یا موقع ابلاغ اون، استعفا بده یا از دیدن رأی خودداری کنه، دادگاه باید رأی رو به موکل ابلاغ کنه.

البته یه تبصره هم داره: تو این حالت، ابتدای مدت تجدیدنظر و فرجام، همون روز ابلاغ به وکیل استعفا داده محسوب میشه، مگر اینکه موکل ثابت کنه که از استعفای وکیلش بی خبر بوده. تو این صورت، مهلت از روزی که موکل مطلع میشه، حساب میشه. پس اگه وکیل تون استعفا داد یا عزل شد، حتماً این تغییر رو به دادگاه اطلاع بدید و از پیگیری ابلاغ ها مطمئن بشید.

5.3. ابلاغ در امور کیفری با وجود دو وکیل: جزئیات مهم!

تو پرونده های کیفری هم داستان ابلاغ به دو وکیل، اصول کلی مشابه امور حقوقی رو داره؛ یعنی ابلاغ به وکیل تعیینی الزامیه. ماده ۳۸۰ قانون آیین دادرسی کیفری هم همینو میگه که دادنامه باید به طرفین یا وکیل شون ابلاغ بشه.

اما یه سری موارد خاص هم هست:

  • اقدامات قائم به شخص: اگه دادسرا یا دادگاه حضور خود شاکی یا متهم رو لازم بدونه (مثلاً برای تفهیم اتهام به متهم)، علاوه بر ابلاغ به وکیل، موکل هم باید حاضر بشه. تو این موارد، حضور شخص الزامیه و نمیشه فقط به وکیل اکتفا کرد.
  • جرایم مهم و الزامی بودن وکیل: تو بعضی جرایم خیلی سنگین (مثل جرایم موجب سلب حیات یا حبس ابد) که تو بندهای الف تا ت ماده ۳۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری اومده، تشکیل جلسه رسیدگی بدون حضور وکیل متهم ممنوعه. اگه متهم وکیل معرفی نکنه یا وکیلش بدون عذر موجه نیاد، دادگاه باید براش وکیل تسخیری بگیره. تو این موارد، ابلاغ به وکیل، حیاتی تر از همیشه است.
  • اطفال و نوجوانان: تو پرونده های مربوط به اطفال و نوجوانان (ماده ۴۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری)، علاوه بر شاکی، متهم و محکوم علیه، به ولی یا سرپرست قانونی متهم و در صورت داشتن وکیل، به وکیل ایشان هم ابلاغ میشه. تو جرایم تعزیری درجه هفت و هشت، ولی یا سرپرست قانونی میتونه از خودش یا از طرف طفل دفاع کنه یا وکیل بگیره و حتی خود نوجوان هم میتونه از خودش دفاع کنه.

همه اینها نشون میده که تو امور کیفری، به خاطر حساسیت بیشتر پرونده ها، دقت تو ابلاغ و رعایت مقررات مربوط به حضور وکیل و موکل، از اهمیت بالاتری برخورداره.

نتیجه گیری: ابلاغ صحیح، کلید موفقیت در پرونده های با تعدد وکلا

همونطور که با هم دیدیم، نحوه ابلاغ به دو وکیل، داستانیه پر از جزئیات حقوقی و ظرایف عملی. از مبانی کلی وکالت و اهمیت ابلاغ به وکیل گرفته تا پیچیدگی های انواع وکالتنامه ها (منفرداً، مجتمعاً یا منفرداً و مجتمعاً) و تحلیل نظریه مشورتی قوه قضائیه، هر کدوم اهمیت خاص خودشون رو دارن.

نقطه عطفی که تو این بحث باید همیشه بهش توجه کرد، نظریه مشورتی شماره 7/97/1161 مورخ 1397/08/05 قوه قضائیه است که به وضوح میگه برای جلوگیری از هرگونه مشکل، ابلاغ اوراق قضایی (خصوصاً دادنامه) باید به تک تک وکلا انجام بشه و مهلت های قانونی برای هر وکیل، از تاریخ ابلاغ به خودش حساب میشه. این یعنی مسئولیت مراجع قضایی تو ابلاغ و مسئولیت وکلا تو هماهنگی با همدیگه و پیگیری ابلاغ ها، دوچندان میشه.

تو پرونده هایی که دو وکیل حضور دارن، هماهنگی بین وکلا یه عامل حیاتیه. وکلای عزیز باید حتماً یه مکانیزم داخلی برای اطلاع رسانی به همدیگه و به موکل داشته باشن تا خدای نکرده مهلت های قانونی از دست نره و حقی ضایع نشه. همینطور موکلین هم باید از حقوق و وظایف وکلای خودشون مطلع باشن و ازشون بخوان که تو این زمینه نهایت دقت رو به خرج بدن.

در نهایت، رعایت دقیق این مقررات، نه تنها به نفع موکله، بلکه به روان شدن و صحت روند دادرسی هم کمک می کنه. اگه تو پرونده ای با تعدد وکلا درگیر هستید و ابهامات حقوقی دارید، بهترین کار اینه که حتماً با یک وکیل متخصص مشورت کنید تا از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری بشه و پرونده تون با خیال راحت مسیر قانونی خودش رو طی کنه.

آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "نحوه ابلاغ به دو وکیل: راهنمای جامع و کاربردی (۱۴۰۲)" هستید؟ با کلیک بر روی قوانین حقوقی، آیا به دنبال موضوعات مشابهی هستید؟ برای کشف محتواهای بیشتر، از منوی جستجو استفاده کنید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "نحوه ابلاغ به دو وکیل: راهنمای جامع و کاربردی (۱۴۰۲)"، کلیک کنید.

نوشته های مشابه